راه حل ایران سرمشق گرفتن از انقلاب است، از هادی قدسی

nov 30th, 2020 | مقالات

Democratie2-1 پراکندگی و در همان حال، همبستگی ایرانیان، از عجایب روزگار و تاریخ است. پرشمار بودن ادیان و نِحله های فکری گوناگون از دوران باستان در این سرزمین وجود داشته اند. گاهی قدرت سیاسی برای آسان کردن سلطه یافتن بر این پراکندگی، با یکی از مهم ترین و پرنفوذ ترین این نِحله ها، با زور و اشاعۀ خرافات موفق می شد، بیشتر مردم را بر محور آن گرد آورد و دین رسمی بگرداند، تا از تعدد دین و مرام جلوگیری کند.
از زمانی که اسلام وارد ایران شد، در مدت کوتاهی هزاران فرقه و تفکر و برداشت از این دین در کشور ما ظهور کردند. بعضی، تعداد فرق شیعی که دارای شناسنامه و تاریخچه می باشند را بیش از ٢٢٠ عدد شمارش کرده اند.
شیعه، یکی از مذاهبی است که مبتکران آن، به وسیلۀ امامان، این آئین را به پیامبر می رسانند، و این رساندن، به خودی خود، یک امتیاز به حساب می آید. اما این امتیاز تنها رمز گسترش شیعۀ دوازده امامی نیست. می گویند، امیر کبیر برای امری، با یکی از روحانیان مشورتی می کند و نظر او را می خواهد. آن روحانی در جواب استفتاء امیر، می گوید: « دامنۀ شرع اقدس وسیع است، تا نظر امیر چه افتد ». پدیدۀ استقلال در اجتهاد، از همین گستردگی شرع اقدس سرچشمه میگیرد و یا بالعکس. به همین دلیل در میان روحانیان شیعه، از قدیم، همه نوع تفکر و پندار و کردار و روش و منش، حتا گاهی متضاد باهم، وجود داشته و دارند. در میان آنها، به آسانی می توان، دزد دید، دروغ گو دید، آدم صالح دید، خائن دید، راست کردار دید، متجاوز دید، روشنفکر دید، متعصب و خرافی دید، و بالاخره دمکرات دید و مستبد دید (میدانیم که آقای خمینی نقش این دو بینش متضاد اخیر را به تنهایی درانقلاب بازی کرد).
این گستردگی شرع اقدس، و تمایل های رنگارنگ درون آن، اساس توانایی جذب این مذهب را در میان مذاهب و فرق دیگر تشکیل می دهد. از سوی دیگر، مردمی که جذب چنین سامانه ای با سلیقه های گوناگون می شوند، به این دلیل است که استقلال و آزادی خود را درون آن سامانه می توانند بیابند و به درون آن وارد شوند. در همین حال، این تمایل به استقلال فردی مردم، محرک اصلی استقلال جمعی می باشد که اساس موجودیت ایران با وجود اقوام و فرق گوناگون را تضمین کرده و می کند.
آقای خمینی در پاریس، از همین « وسعت دامنۀ شرع اقدس » استفاده کرد و آن را در امر سیاست وارد نمود و توانست رهبری انقلاب مردم را با تمام گوناگونی تمایلات و تفکرات، از آن خود کند. به روشنی تمام، همۀ تفکرات سیاسی را آزاد اعلام کرد، پوشش برای زنان و دستیابی آنان را به بالاترین مقامات سیاسی نوید داد و … (مرجعِ دمکرات)، اما پس از دستیابی به قدرت، همۀ آنچه راکه اعلام کرده بود، از یاد برد و دوباره کشور را به مرام و گروه های سیاسی و فرق خرد و کوچک، فرو برد (مرجع مستبد).
از این میان، می توان نتیجه گرفت که کلید همبستگی ملی، دمکراسی است، یعنی همان که آقای خمینی در پاریس پذیرفته بود. اگر بتوانیم دمکراسی را در کشور برای یک نسل نگه داریم، باقی مسائل قابلیت حل شدن را در این مدت خواهند داشت. به همین دلیل هم هست که سلطه گران هرچه توان دارند را برای جلوگیری از استقرار دمکراسی در کشورمان بکار برده و می برند و خواهند برد. اما، ما مردم تا استقرار با دوام دمکراسی، باید در این راه از هیچ کوششی، فروگذار نکنیم.
با تأسف فراوان، فرصت کم نظیر انقلاب را رایگان از دست دادیم. کسانی که دستشان در کودتای خرداد ۱۳۶۰ آلوده است، اگر کمی انسانیت در وجودشان باقی مانده باشد، بنابر اهمیت جفایی که به نسل های ایرانی کرده اند، باید با صدایی بلند و رسا از مردم طلب عفو کنند، تا اقلاً جوانان و آیندگان بتوانند از تجربۀ ننگین آنها درس بگیرند، و به فکر زنده کردن دوران مرجع انقلاب، بیفتند.

نظر بدهید