درباره تجربه و چالش بحران کرونا، گفتگو با فیروزه بنی صدر (پروفسور دانشگاه، محقق و پزشک متخصص بیماری های عفونی)

août 28th, 2020 | مقالات

Banisadr-F Corona-1 طاهره بارئی: خانم بنی صدر با تشکر از وقتی که برای این گفتگو اختصاص می دهید، در صحبتی که قبل از طرح این سوالات با هم داشتیم شما گله مند بودید از دگماتیسم در علم و بطور مشخص در جهان پزشکی. همچنین از حضور هرم قدرت تصمیم گیری که در این جهان حاکم است. فرامین و سلیقه ها از بالا میآیند آنهم گاه از سوی کسانی که اشراف به موضوع ندارند چون اساسا بطور عملی در صحنه نیستند. خواهش میکنم اولا این دو مورد یعنی دگماتیسم و حضور سلسله مراتب و عمودی بودن قدرت تصمیم گیری را بیشتر باز کنید و بعلاوه می پرسم آیا این دو مورد را می توان در کنار هم و در ارتباط با هم دید و بررسی کرد؟
فیروزه بنی صدر: البته دُگماتیسم مانع پیشرفت علمی است. منظور این ‌است که برخی از مردم، از جمله برخی از پزشکان، باورهایی از پیش ساخته دارند و حاضر نیستند در مقابل پدیده ای جدید، از باورهای خود عبور کنند. از این رو، باور خود را دگم می‌ کنند و چشم و گوش خود را بر پدیده جدید و راهکاریی که می ‌تواند داشته باشد، می بندند. بدین ترتیب، خود را از پیدا کردن راه حل محروم می کنند. مورد تجویز کورتون که من در عمل به آن دست یافتم، یکی از این موارد است. در اواخر ماه مارس که من دریافتم که کورتون دارویی مؤثر برای بیماران کوویدی است که مشکل تنفسی داشتند، سازمان بهداشت جهانی و سازمان بهداشت فرانسه، امریکا …، تجویز کورتون را برای بیماران کویدی منع می کردند. زیرا کورتون سیستم ایمنی بدن را ضعیف می کند. اما مشکل دقیقاً این بود که ویروس طوری عمل می کند که سیستم ایمنی بدن، در عده ای از بیماران واکنش شدید نشان می دهد که باعث التهاب در ریه و مشکل تنفسی حاد می شود. دقیقاً باید سیستم ایمنی را آرام کرد. آما دُگمی وجود داشت که کورتون را مضر می دانست و حتی وزیر بهداشت کشور فرانسه نیز تجویز آن را درست نمی دانست، در این باره در همان ماه مارس تویتی زده بود. من با پزشکانی برخورد کردم که بعلت داشتن این ذهنیت که « کورتون بیماری عفونی را تشدید می کند »، برخورد دگمی با پدیده جدید داشتند و با تجویز کورتون شدیداً مخالف بودند. اما تجربه نشان داد که کورتون فعلاً تنها دارویی است که از میزان مرگ و میر بیماران بطور جدی می‌ کاهد. بالاخره با انتشار تحقیق پزشکان انگلیسی و چند گروه دیگر، از جمله تیم بیمارستان من، که اثر مثبت کورتون را نشان دادند، این نظر تغییر کرد. آن زمان، پزشکان انگلیسی نوشته بودندً اگر در انگلستان، از آغاز شیوع بیماری، کورتون تجویز شده بود، حداقل از مرگ ۵۰۰۰ نفر جلوگیری می شد. اگر خودم را زندانی دُگم رابطۀ منفی بین کورتون و امراض عفونی و رهنمودهای مؤسسات سازمان های بهداشتی می ‌کردم، نه می ‌تواستم دریابم که آنها اشتباه می ‌کنند، و نه می‌ توانستم به راه حلی برای بیماری دست یابم. تجربه نشان داد، ویژگی کار علمی ایجاب می‌ کند که انسان خود را از دگم های ذهنی رها کند و باید جرأت تجربه را داشته باشد.
مورد سلسله مراتب در تصمیم گیری، امر دیگری است که در پاسخ به سؤال بعدی به آن می پردازم.
طاهره بارئی: باز در همان صحبت های ابتدای این پرسش ها، شما تحسین گرِ نقش خانم مرکل در ادارۀ مسائل مربوط به کرونا بودید. خواهش می کنم در این مورد هم بیشتر توضیح بدهید. در ضمن آیا زن بودن خانم مرکل که مادرانه رفتاری افقی و دایره وار پیش گرفته و حرف همه را گوش می دهد و از سانترالیسم می پرهیزد، در این رفتار تحسین برانگیز و مؤثر در امر مدیرت درمان، نقشی ندارد؟ این باز بودن به حرف همۀ آنهایی [است] که پیرامون قرار می گیرند، و نه فقط چشم دوختن به بالا؟
فیروزه بنی صدر: بله روش کار و روش تصمیم گیری خانم مرکل را روشی درست می دانم. بنابر گزارش مطبوعات فرانسه، روشی که خانم مرکل در این بحران در پیش گرفت این بود که مرتب با مسئولان لندرها و مشاوران علمی در بارۀ بحران جلسه می کرد. در عمل، ایشان سخنگوی آنها شده بود، و نه ابلاغ کننده دستورات به آنها. بدین ترتیب، نوعی تصمیم‌ گیری مشترک در آلمان وجود داشت. اما در فرانسه تصمیم‌ گیری ‌ها عمودی، یعنی از بالا به پایین بود، با افرادی که مستقیم در مبارزه با اپیدمی بودند، کمتر مشورت می شد. حتی برخی از ویزران، همان زمان از تصمیم گیری ها آگاه می شدند که مردم. بعنوان مثال به مشکلات مسئولان بهداشت منطقۀ شرق فرانسه که آسیب زیادی دیده بود و من آنجا کار می کنم، توجه لازم داده نشد. یا در اوج اپیدمی دستور می آمد که باید تست هایی در سطح وسیع صورت گیرد، در صورتی که اصولاً امکانات لازم برای انجام چنین تست هایی، هیچ وجود نداشت. این امر معلوم می‌ کرد که تصمیم گیرندگان از واقعیت، اطلاع کافی ندارند. اما در سطح بیمارستان ها، بحران باعث شد که برای اولین بار کادر اداری بیمارستان ها، کاملاً در خدمت در خواست های پزشکان قرار بگیرد و با آنها مرتب جلسات مشورتی برگزار کنند تا به نیازهای خدمۀ بیمارستان پاسخ بدهند. قبل از این، کادر اداری، وسیلۀ تحمیلِ تصمیمات و سیاست دولت بر پزشکان بود و در اکثر مواقع، تقابل بین این دو نهادِ بیمارستان، وجود داشت. نتیجه اینکه در زمان رسیدگی به یک اپیدمی، برای مهار آن، بسیار مهم است که همه در یافتن و بکار بردن راهکارها، مشارکت داشته باشند و این روش به اطلاع رسانی در همۀ سطوحِ نقش آفرینان، و رسیدن به اجماع نسبی در تصمیم گیری کمک می کند و میزان آسیب پذیری را کم می کند.
طاهره بارئی: بیماری کرونا شکنندگی و ضعف‌ های زیادی را در مدیریت کشور ها آشکار کرد. در مورد کشور فرانسه، تجربۀ شما چه بود؟
فیروزه بنی صدر: در فرانسه ما با مشکلات متفاوتی مواجه شدیم، از جمله کمبود ماسک، داروهای اساسی و دستگاه های تنفس مصنوعی برای بخش مراقبت های ویژه و محلول لازم برای انجام تست کرونا. این کمبودها، اهمیت مسئلۀ استقلال در امور حیاتی یک کشور را بخوبی نشان داد. این امکانات بیشتر در آسیا یا امریکا تولید می شند. این امر سبب شد که حتی در خود اروپا بین کشورهای دوست برای بدست آوردن آنها رقابت روی دهد. زمانی اکثر داروها در خود فرانسه تولید می شد، اما از سال های ۱۹۷۰، شرکت های دارویی، تولیدات خود را به «کشورهای ارزان قیمت» مانند چین و هند انتقال دادند. به هنگام بحران، متوجه شدیم که تولید دارو در فرانسه بسیار کم است و تنها ۲۰ درصد از داروها، در فرانسه تولید می شوند. این وابستگی کامل در زمینۀ بهداشت، بسیار فرانسه را آسیب پذیر کرد. دوم اینکه فرانسه آمادگی لازم برای این اپیدمی را نداشت، زیرا مشاوران دولت گمان می کردند این اپیدمی مانند اپیدمی های گذشته، زود مهار می شود. بعنوان مثال، معلوم شد که برای کم کردن هزینه، سال ها قبل، دولت مسئولیت رزرو ماسک را به بیمارستان ها حواله داده است و با وجود شیوع اپیدمی، درصدد تأمین فوری ماسک، برنیامده است.
فرانسه با کمبود تخت بیمارستان، خصوصاً در بخش های مراقبت های ویژه، نیز مواجه شد. برغم هشدارها و مقاومت های پزشکان و پرستاران و …، بیش از ۲۰ سال است که دولت بنام صرف جویی و با دید لیبرال، امکانات بیمارستان های دولتی، از جمله شمار تخت های بیمارستان ها را بطور فزاینده کاهش داده است. برای مثال، در سال ۲۰۱۷، فرانسه حدود ۴۰۰۰۰۰ هزار تخت بیمارستان داشت، یعنی ۶۹۰۰۰ تخت کمتر از ۱۵ سال قبل. دولت فرانسه، زمانی تصمیم به قرنطینه گرفت که متوجه شد با خطر جدی عدم امکان بستری کردن بیماران در بخش مراقبت های ویژه مواجه است. خارج از کمبود مهم تخت های بخش های مراقبت های ویژه، دستگاه ها برای تنفس مصنوعی که از خارج، از جمله امریکا وارد می شوند، به اندازۀ کافی نبوند. با اینکه سریع تصمیم گرفته شد، خریداری شود، اما در برابر تقاضای گسترده، عرضه بسیار محدود بود. برای مثال هرگز بیمارستان من، دستگاهی دریافت نکرد. پرستارانی با تجربۀ کار در این بخش ها، به تعداد کافی وجود نداشتند. از این رو، بیماران بالای ۸۰ سال دیگر در این بخش ها بستری نشدند. آلمان که قبل از اپیدمی، ۴ برابر فراسه تخت مراقبت های ویژه داشت، با کمبود تخت مواجه نشد. از این‌رو، هم هزینۀ سنگین قرنطینه گسترده را نپرداخت، و هم وادار نشد بخش های جراحی را مانند فرانسه ببندد، تا بخش های مراقبتهای ویژه را اکثراً به بیماران کووید اختصاص دهد. این اپیدمی، معلوم کرد، برای هر کشور، تا چه اندازه کارآیی بیمارستان های دولتی می توانند حیاتی باشد.
یکی دیگر از ضعف های فرانسه، تمرکز در امکانات است. برای مثال، در آغاز اپیدمی، تنها دو مرکز تحقیقات، یکی در پاریس و یکی در لیون اجازه و امکان انجام تست کرونا را داشتند. حال آنکه در شمال شرقی فرانسه، که اپیدمی سریع پیش می رفت، مدتی طول کشید تا اجازۀ انجام تست را پیدا کنیم، تا آن زمان، مجبور بودیم تست بیماران را به پاریس بفرستیم و طبیعتاً با تأخیر در دریافت نتیجه روبرو بودیم. در صورتی که در آلمان خیلی سریعتر از فرانسه، امکان انجام تست کرونا به تمام بیمارستان ها در تمام سطح کشور داده شد.
با اینحال باید بگویم که بحران در فرانسه نسبتاً خوب اداره شد، میزان مرگ و میر از دیگر کشورهای بزرگ اروپا– به غیر از آلمان- کمتر بود.
طاهره بارئی: بله، آن داستانی که به اسم جهانی شدن و گلوبالیزاسیون به ما معرفی کردند، موتور بی ریشه کردنش، تنها شامل حال تک تک آدم ها نمی شد، بلکه بسیاری کشور ها را بیرون ریشه های خودش ترسیم کرد. کشور ها خودشان به لحاظ جغرافیایی یکجا، کارگاه های تولیدیشان از این گوشه به آن گوشه، گاه بسیار دور از دسترسی خودشان [منتقل شدند]. ممکن است، یعنی امیدوار باشیم که نه فقط شهروندان، بلکه کشور ها هم روی پا های خودشان برگردند و این بی ریشگی که به تزلزل و لرزش و از هم گسیختگی می انجامد، متوقف شود. این خارجِ ریشه های خود زیستن، یک طرف، اما آنجا که به همبستگی علمی و مشاورت جهانی متخصصین بر می گردد، تا امروز بخاطر رقابت های ملی و منطقه ای نتوانسته اند یک کنفرانس جهانی ترتیب دهند. با اینکه شکنندگی های خود را در مورد امکانات و مدیریت به عیان دیده اند، با اینکه رنج و درد و ترس مردم خودشان را تجربه کرده اند، اما باز نمی خواهند حس قدرت را فدای جستجوی چاره با تمسک به دانش و خلاقیت جمعی جهانی، کنند. مایلید در این زمینه، عکس العمل نشان دهید؟
فیروزه بنی صدر: زمانی که پاستور واکسن علیه ویروس هاری را کشف کرد، در اختیار همۀ بیماران گذاشت. جوناز سلک [Jonas Edward Salk]، اولین کاشف واکسن ضد ویروس فلجی، از هرگونه سودی صرفه نظر کرد تا با قیمت نازل در دسترس تمام بشریت قرار بگیرد. متأسفانه در دنیای امروز، اقتصاد در خدمت قدرت، و نه انسان است. از اینجهت، بخش عمدۀ علم هم به یکی از ارکان های قدرت تبدیل شده است. کشف و تولید دارو یا واکسن، به منبع درآمدهای هنگفت مبدل شده است. حق با شما است دنیا شاهد آنست که کشورهای بزرگ و شرکت های دارویی، برای کشف درمان یا واکسن کووید، در رقابت با یکدیگر هستند. البته در سطح اروپا، اتحادیۀ اروپا توافق کرده است که بودجۀ مشترک برای کمک به تولید و خرید واکسن اختصاص دهد تا که واکسن در اختیار تمامی شهروندان اروپا قرار بگیرد و وعده داده است که واکسن ها را نیز بصورت رایگان در اختیار بخشی از کشورهای فقیر بگذارد. البته همگی می دانند، از جمله دولت های کشورهای ثروتمند، که با این نوع بیماری، تا برخورد جهانی صورت نگیرد، امکان مهار آن وجود ندارد. از اینرو می باید همۀ بشریت از اختیارهای لازم برای مبارزه با آن برخوردار باشند. در ضمن باید اضافه کنم، اگر کشورهایی اعلام می کنند که واکسن را در اختیار همه، حتی مجانی، قرار می دهند، نه بخاطر انسان دوستی، بلکه برای نشان دادن قدرت شان و استفاده از آن برای شهرت شان است. آیا چین زودتر موفق می شود، یا روسیه یا اروپا یا امریکا؟ همین. این امر، شده است فرصتی برای قدرت نمایی.
در بخش درمان، ملاحظه می شود که شرکت امریکایی گیلئآد [Gilead Sciences]، از داروئ رمدزیویر [Remdesivir] که تا حالا نشان نداده است که مرگ و میر بیماران کووید را کم می کند و اگر هم تأثیر داشته باشد، تأثیر آن خیلی محدود است، سودی فراوان برده است: قیمت تعیین شده دارو رمدزیویر برای معالجه هر بیمار، حدود ٢٣٠٠ یورو است! خبرهایی از ایران به من می رسد که برخی از پزشکان این دارو را تجویز می کنند، این موضوع برای من بسیار ناراحت کننده است، زیرا قیمت این دارو برای مردم آسیب دیدۀ ایران، بسیار بالاست و مهمتر اینکه اثر بخشی رمدزیویر نیز هنوز مورد تردید است. همین امروز (بتاریخ ٢١ اوت)، سرمقالۀ مجله معتبر پزشکی امریکائی JAMA را خواندم که همین تذکر را داده شده است. سرمقاله نویس، اثرگذاری ثابت شدۀ کورتون با قیمت پایین را یادآوری کرده و چنین نوشته است: «سؤالات مهم در مورد اثربخشی رمدزیویر، باقی مانده است. اولاً، به چه بیمارهایی این دارو باید تجویز شود، نامشخص است. دوماً، مدت زمان مطلوب درمان نامشخص است. سوماً، تأثیرِ اثرِ خودِ دارو، نامشخص است. چهارماً، تأثیر نسبی دارو در صورت مصرف دگزامتازون [Dexamethasone] یا سایر داروهای کورتون مشخص نیست … . هزینه های تولید و توزیع رمدزیویر در مقیاس بالا قابل توجه است، و مهمتر از همه، اینکه آیا رمدزیویر مزایای بیشتری نسبت به کورتون– که به طور گسترده در دسترس بود و ارزان است-، ارائه می دهد، ناشناخته است». و پیشنهاد داده است که تحقیقات بیشتر و در مقایس بزرگ در بارۀ اثرگذاری رمدزیویر، هنوز صورت پذیرد.
طاهره بارئی: طبیعی است که برای پیروزی بر یک اپیدمی ناشناخته، اجماع نظرات و انتقال تجربه ها، نقش مهمی بازی می کنند. به نظر شما، جهان فعلیِ امروز، توانسته ابزار و روش های درستی در انتقال تجارب بکار بگیرد؟ چه نقص های فنی یا انسانی، در این راه وجود داشته اند؟
فیروزه بنی صدر: در مواجهه با یک بیماری جدید، که هم شیوع گسترده دارد، و هم ظرف چند روز می تواند منجر به مرگ بیمار بگردد، سرعت در اطلاع رسانی، امری حیاتی است. روش معمولِ اطلاع رسانی، درجِ مقاله در روزنامه های علمی، و شرکت در کنگره ها برای انتقال اطلاعات است. اما زمان درج مقاله در مجله های علمی، نسبت به لزوم اطلاع رسانی روزمره برای اشراف بر بیماری جدید، کند است، و یا برگزاری کنگره، نیاز به زمان دارد. از این‌رو، اینگونه وسایل در کوتاه مدت، کارآیی کافی برای چنین بیماری هایی را ندارند. در فرانسه، پزشکان امراض عفونی، از زمان شروع اپیدمی، سه جلسه در هفته برگزار کردند که شرکت در آنها آزاد بود و محل انتقال تجربه ها بود. این جلسه‌ ها بسیار مفید واقع شدند. مثلاً، قبل از آنکه خطر بالای لختۀ خون در بیماران کووید-١٩ در روزنامه های علمی منتشر شود، در این جلسات، اطلاع رسانی شده بود و خیلی سریع داروی رقیق کردن خون، وارد پروتوکول های درمانی شد. یا وقتی من متوجه شدم که کورتون اثر تعیین کننده در درمان بیماران که مشکل تنفسی پیدا می کنند، دارد، بلافاصله در تاریخ ٣٠ مارس در همین جلسه ها اطلاع رسانی کردم. برای مثال، با اینکه در اسرع وقت، مقالۀ اثر کورتون را نوشتم، مقاله در ۴ جولای در مجلۀ علمی منتشر شد. به همین علت هم بود که همان زمان بخاطر نداشتن ارتباط مستقیم با پزشکان ایرانی، اطلاعیه ‌ای به زبان فارسی منتشر کردم که آنها را از تجربۀ خود آگاه کنم. پس عامل اطلاع رسانی سریع، بسیار تعیین کننده است و اجازه می دهد، پزشکان از تجارب یکدیگر، استفاده کنند.
طاهره بارئی: بله، در همین تمایل برای اطلاع رسانی سریع و به اشتراک گذاشتن تجربه به نفع همۀ مردم، که شما بیان می کنید، می توان یک حس شریف و گرانقدر را شناسایی کرد که اسمش « دلسوزی » برای مردم و تواضع و شجاعت است. شجاعت بدین خاطر که ممکن است، هیچگونه تحسین و قدردانی را به دنبال نداشته و بعکس صفی از انتقادات را به همراه بیاورد. دلسوزی و تواضع و شجاعت ناشی از آنها، تکرار می کنم ناشی از آنها، نه ناشی از کسب نام و جایگاه، همان ارزش هایی هستند که جریان این اپیدمی، لزوم تقویت آنرا در جهان انسانی، یادآوری کرد. البته چون در سیستم درمانی، همان هرم قدرتی حکمفرماست که در سیاست و آموزش و بقیۀ جا ها، نمی توان امیدوار بود، قبل از تغییرات در سیستم مردانۀ سیاسی، تغییرات عمیق و اساسی در سیستم درمانی، به نفع ارزش های مادرانه، بوجود بیاید. شما خودتان بعنوان یک زن متخصص، در این سیستم، فشارِ ارزش های قدرت مدارِ مردانه را حس می کنید؟ اگر یک مرد در مورد کورتن، به سرعت شما تجربه اش را به اشتراک می گذاشت، آیا همان عکس العملی را دریافت می کرد که شما دریافت کردید؟
فیروزه بنی صدر: با اکثر پزشکان که مستقیم با درمان بیماران کووید-١٩ سرکار داشتند، مشکلی پیدا نکردم، زیرا در موقعیتی بودند که یا باید می گذاشتند عده ای از بیماران بمیرند، یا خود کورتون را تجربه می کردند. از این رو، خیلی سریع دربارۀ تجربه ام، با من مشاوره کردند و بسیاری از آنها از من تشکر کردند. در عوض، با مخالفت و یا ناباوری از سوی تعداد محدودی از پزشکانی که اکثراً مستقیم با بیماران کووید-١٩ سرکار نداشتند، مواجه شدم. بخشی از واکنش آنها ناشی از عدم تواضع و احساس تفوق ای است که نسبت به دیگران، خصوصاً زنها دارند. از طرفی دیگر، متأسفانه، عده ای از هموطنان نیز که «هدف وسیله را توجیه می کند» را روش کار خویش کرده اند، مسئله پزشکی را سیاسی کرده و مرتب تلاش در تخریب من، با هدف ضربه زدن به پدرم، نمودند. فرهنگ استبدادی، فرهنگ زور است، و با فرهنگ آزادی که فرهنگ احترام، ادب و اخلاق است، مغایرت دارد. در فرهنگ استبدادی که جستجوی موقعیت شخص با تخریب دیگران همراه است، انسان بطور عمومی و بویژه زن، مورد فحاشی و تخریب قرار می گیرد. در این فرهنگ، زن، خود از شخصیتی برخوردار نیست و بعنوان فرزند یا همسر، باید ستایش یا تخریب شود. از اینرو، با شناختی که از این فرهنگ داشتم، از چنین واکنش هایی متعجب نشدم.
اختلاف نظر در علم، امری بدیهی است، اگر انسان در جستجوی علم باشد، و نه در پی ثابت کردن منیت خود، ترسی از تبادل نظر و تصحیح کار خود پیدا نمی کند. اما بی احترامی، فحاشی و مسخره کردن، باب بحث را می بندد، یافتن بهترین درمان، جای به تخریب دیگری می دهد، و بجای همراهی، دشمنی ایجاد می کند … و صد افسوس!
طاهره بارئی: همه معترفند که این بیماری از طبیعت آمده، اما آیا در کنار تلاش برای درست کردن واکسن و پیدا کردن داروی مناسب، برای ترمیم طبیعتی که درخت هایش را بریده یا سوزانده اند، هوا و آبش را آلوده کرده اند، همزمان توصیه ها و پروتکل هایی، بطور جدی تهیه می شود؟ یا فقط به دوچرخه سواری باید اکتفا کرد؟
فیروزه بنی صدر: مسلماً تعداد بالای اپیدمی ‌ها، ناشی از آسیب های طبیعت و برهم خوردن تعادل های موجود در طبیعت بدست انسان است. مثلاً اپیدمی ایدز، ناشی از شکار میمون و انتقال ویروس از این حیوان به انسان بوده است. در دهه های اخیر، بخشی از شیوع بیماری شیکونگونیا [Chikungunya]، یا تب دانگ [Dengue fever] ناشی از گسترش جهانی پشه ببری بعلت گرم شدن آب و هوا است. شیوع بیماری ابولا [Ebola] بخاطر شکار حیوانات وحشی از سوی مردمان گرسنه در کشور فقیر گینه، صورت گرفت. علت شیوع بیماری کووید-۱۹، بخاطر شکار و تجارت گستردۀ حیوان وحشی پانگولن [Pangolin] بوده است. مسلماً برای پیشگیری از بروز بیماری های جدید، بشریت می باید بصورت جدی راه همزیستی هماهنگ با طبیعت را پیدا کند و احترام و عمل به حقوق طبیعت را در دستور کار روزمرۀ خود قرار دهد، زیرا نمی توان با از بین بردن طبیعت، رشد کرد. در نتیجه، دولت ها باید حقوق طبیعت را بطور جدی در نظر بگیرند و به آن عمل کنند. امری که متأسفانه با آن فاصلۀ زیادی داریم.
طاهره بارئی: « دیدیه رائول » [Didier Raoult] پزشک مشهور فرانسوی در گفتگویش با « لورانس فه راری » [Laurence Ferrari] که ١٩ همین ماه، یعنی ماه اوت انجام گرفت، از ناپدید شدن دستورالعمل های رعایت شوندۀ بهداشتی بین مردم، با ناپدید شدن مذاهب، صحبت کرد که در شرایطی مثل زمان کووید، دولت را ناچار به اتخاذ روش هایی می کند که از سوی مردم، دیکتاتوری تعبیر شده و پذیرفته نمی شوند. او توضیح داد که از زمان جوامع اولیه، دستوراتی بهداشتی برای حفظ زندگی، و نه چیز دیگر، بین مردم مرسوم بوده، چه چیز را نخورند، به چه شیوه بخورند و غیره، که باعث بیماری نشده و زندگی حفظ شود. بعد ها این دستورات داخل ادیان، از جمله انجیل ادغام شده، با کنار زدن مذهب از قدرت سیاسی، این دستور العمل ها دیگر متروک شده اند. می دانید که سرِ لزومِ استفاده از ماسک، چه بحث های خسته کننده ای هنوز که هنوز است، در رادیو، تلویزیون داریم. کار به منازعه بین مردم در اجتماع، می کشد. برخی نمی خواهند، رعایت اصولی را بکنند که دولت پیشنهاد می کند و آنها را بجای دستور العمل بهداشتی برای حفظ زندگی و بهانه ندادن به دست ضد زندگی، اِعمال قدرت روی آزادی های فردی خود تلقی می کنند. بنظر شما با این موضوع چطور باید روبرو شد؟ وظیفۀ تغییر کُد ها و جدا کردن احترام به آزادی های فردی، با احترام به کلیت زندگی و بقا، از سوی چه ارگان هایی باید انجام بگیرد؟ شما از این ابهام در محیط کار خودتان از سوی بیماران، آیا تجربه ای دارید؟ توضیح بدهم که انتقال نظر دکتر رائول در اینجا، نقل به مضمون بود، نه ترجمه لغت به لغت، در هر صورت، روی این لینک (١) می توان کلیت آنرا دید و شنید.
فیروزه بنی صدر: زندگی سالم، از جمله حفظ سلامتی، از رهنمودهای ادیان بوده، زیرا سلامتی، امکان برخورداری انسان از آزادی را بیشتر می کند. اگر نگاهی به رهنمودهای ادیان بیاندازیم، می بینیم که برای حفظ سلامت، بنابر مورد، دعوت به پرهیز یا قدغن می کنند. مثلاٌ گوشت خوک، که هنوز در قرن بیستم در کشورهایی که گوشت آن، سیستماتیک کنترل بهداشتی نمی شود، اولین عامل گرفتن صرع در دنیا است. یا در بارۀ شراب که بعنوان مثال، هزینۀ سالانه آن در فرانسه، از بیماری گرفته تا تصادفات و ناهنجاری های اجتماعی، ١٢٠ میلیارد یورو برآورد شده است، قرآن آنرا، با این توضیح که ضرر آن از نفع آن بیشتر است، حرام و دستور به پرهیز داده است.
اما خارج از نقش ادیان، به مرور که نقش دولت ها افزایش پیدا کرده، آنها نقش مهمتری در مقرر کردن ترتیبات لازم برای حفظ سلامتی مردم بازی کرده اند، از رهنمودها برای پیشگیری بیماری ها و عارضه ها، تا در دسترس گذاشتن بهترین امکانات درمان. در مورد روش های پیشگیری، دولتها، بنا بر مورد، از سفارش به پرهیز مانند سیگار، تا اجباری کردن– مانند بعضی واکسن ها- تا قدغن کردن– مانند فروش الکل به جوانان زیر ١٨ سال- و تا جرم شناختن، مانند مواد مخدر، برخوردهای متفاوت داشته اند و دارند. این امور هم همیشه مورد بحث هستند و هم با زمان و هم با مکان و هم با شرایط جوامع، تحول می کنند. اما نیک معلوم است که بهترین روش برای تندرست زیستن، عمل خودجوش و آزاد انسان به رهنمودها است، به سخن دیگر، عمل به روش های پیشگیری از ابتلا به بیماری ها، هم در مورد خود، و هم در رابطه با دیگران، می باشد. در بعضی جوامع نظیر ژاپن یا سینگاپور، گذاشتن ماسک برای شهروندان پذیرش همگانی یافته است. می بینیم که در این دو کشور، شیوع کووید-١٩، بمراتب کمتر از کشورهای دیگر از جمله ایران و اروپا، بوده است. برای کاهش از، و یا خاتمه دادن به یک اپیدمی، نقش مردم اساسی است و ارتباط با میزان آگاهی، تعلیم و تربیت، آزاد اندیشی و مسئولیت شناسی آنها دارد. انسان آزاد، نه زور می پذیرد، و نه زور به دیگران می گوید، از اینرو در مورد کووید، سعی می کند طوری عمل کند که نه مبتلا شود، و نه دیگران را مبتلا کند. و ماسک هم یکی از وسائل پیش گیری است، از اینرو زدن ماسک، دفاع از آزادی خود و دیگران است، نه سلب آزادی.
من از آغاز اپیدمی، از گذاشتن ماسک برای تمامی کارکنان بیمارستان دفاع می کردم و بدین خاطر با کادر اداری بیمارستان، برخورد داشتم، زیرا با کمبود ماسک مواجه بودیم. ماسک ها، تنها در اختیار بخش هایی که به بیماران کووید رسیدگی می کردند، گذاشته می شد. متأسفانه در فرانسه، برخورد حکومت و مقامات محلی با جامعه، تا حدودی آمرانه است و در نتیجه واکنش ایجاد می کند. پوشش اجباری ماسک در فضای بسته، با اعتراض مواجه نشد، زیرا اجماع در این مورد وجود دارد. اما در این روزها، شهرهای فرانسه یکی پس از دیگری، پوشش ماسک در فضای آزاد را اجباری می کنند. بنظرم اجباری کردن ماسک در فضای آزاد، افراط است، زیرا خطر انتقال ویروس در این شرایط بسیار ناچیز است، بیشترین انتقال ویروس در فضای بسته انجام می گیرد. تأکید بر رعایت روش های پیشگیری که بیشترین تأثیر را دارند، نظیرِ زدنِ ماسک در فضاهای بسته، اثری بیشتر می توانند داشته باشد.
طاهره بارئی: با تشکر مجدد از شما بخاطر وقتی که صرف این گفتگو کردید. باید به خوانندگان گفته باشم که شما متخصص امراض داخلی و عفونی، رئیس بخش امراض عفونی بیمارستان رانس [Reims ]، استاد پزشکی دانشگاه رانس، هستید.
پاورقی:
منبع: عصر نو

نظر بدهید