ژاله وفا : نقش مبرم نیروهای محرکه جامعه در دفاع و غنای جنبش ملی ایرانیان

jan 2nd, 2018 | مقالات

jalehwafa3
جنبش ملي ايرانيان با سرعت بسيار به اقصي نقاط كشور و حتي به كوچكترين شهرستانهاي ايران در حال  تسري است و مشاركت جوانان و خصىوصا زنان در آن بسيار چشمگير است. شعارهاي مردم كل حاكميت نظام را خصوصا راس آنرا نشانه گرفته است  و همگي ساختار شكنانه و از محدوده تنگ درون نظام خارج و نيزدر بر گيرنده حقوق ملي  تمام آحاد ملي ايرانيان است. اين امر گواه بر بلوغ سياسي مردم ايران  و درس گرفتن از عوامل بي دنباله شدن جنبشهاي قبلي و مقابله با آن عوامل است.
در عوض هر چه شاهد رشد و بلوغ جامعه و درس گرفتن از تجربیات قبلی در بهتر کردن کیفیت و ماهیت جنبش خود هستيم ، شاهد سردرگمي ، غافلگيري عمال  نظام ولايت فقيه اعم از اصلاح طلب و اصولگرا نيز هستيم كه درس از تجربه نارضايتي مردم نگرفته وبلاهت همچون سونامي مخرب بر زبان – قلمشان جاري است.
1-جنبش مردم را به بيگانگان و يا به گروهكهاي منفور در بين مردم  نسبت ميدهند و سعي در تخفيف ماهيت جنبش ملي ايرانيان دارند .به اين امر نيز لختي نمي انديشند كه اگر مردم ايران با اين وسعت از گروهكهاي معاند خارج كشور فرمان مي گرفتند كه خوب بي پايگي شما در ميان مردم بيشتر نمايان مي شود!  در حالي كه هم شعارها و هم ابعاد گسترش جنبش صادق ترين گواه بر خودجوش بودن جنبش ملي مردم ايران است و با شعار « استقلال ، آزادی ، جمهوری ایران « که بیانگر خواست عمومی ششرکت کنند گان در جنبش است و در سرتا سر ایر ان طنین افکنده است ،جنبش ملی ایرانیان بیرون از نظام ولایت فقیه و قدرتهای خارجی است و جنبشی کاملا مستقل است.
2-با انتشار فكرهاي جمعي جبار  در بين مردم ، آنان را به بي عملي و صرفنظر كردن از خواست هاي مدني خود، و به تكرار القاي ترس » هم سرنوشت شدن ايران با سوريه »  و » اشغال كشور » مي پردازند.
3- از ترس از دست دادن موقعیت قدرت خود در حاکمیت ،نظام را به سركوب تظاهرات مردم فرا مي خوانند.
به چند نمونه از مواضع آنان اشاره مي كنم:

پژ مان فر « نماینده « مجلس نظام و عضو جبهه پژمان پایداری(مصباح): »اگر لازم باشد مردم (!)با حضور در صحنه و خلق حماسه‌ای دیگر در برابر اغتشاش‌گران می‌ايستند. »

وزیر دفاع دولت روحاني، حاتمی : « تمامی دشمنان قسم‌خورده نظام جمهوری اسلامی ایران کمر همت خود را برای تحریک مردم و تهییج آنها به تجمع و ايجاد نا آرامي بسته اند. »

عباس عبدي (فرارو 11 دیماه 96 ): »در سال ١٣٦٠ و هنگامي كه سازمان مجاهدين با آن سازماندهي و تشكيلات مخوف و حتي مسلح اقدام به عمل مسلحانه عليه حكومت كرد و ده‌ها هزار نفر را در سراسر كشور بسيج و وارد ميدان كرد، بلافاصله با واكنش خودانگيخته و نيمه‌سازماني طرفداران انقلاب مواجه شد، در حالي كه نيروهاي نظامي و بخش عمده‌اي از طرفداران انقلاب در جبهه‌ها سرگرم جنگ بودند، ولي در داخل شهرها نيز به سرعت بساط آنان را جمع كردند. اکنون چه شده است كه وضعيت منطقه و تجربيات زنده را مي‌بينيم، ولي اقدامي جدي در مقابله با آن نمیکنیم؟! »
اين تکیه زنندگان بر مسند قدرت در نظام و بهره مندان از رانت سیاسی ، اقتصادی ، فراموش نكنند كه فكرهاي جمعي جبار شما و القاءات شما آنهم  رضايت و فراخوان شما به سركوب مردم  از  وجدان تاريخي و همگاني مردم ايران زدودني نيست و در آينده ايراني آزاد بايستي در مقابل هر موضعگيري پاسخگو باشيد.

 مبرهن است كه اتخاذ شيوه هاي سركوب و بيشترين تجهيزات سركوبگر  اعم از اسلحه گرم و سرد (انواع شوكهاي برقي و باطوم و تير و چاقو و…)  و بودجه سركوب در اختيار نيروهاي مختلف نظامي نظام ولايت فقيه است و نه مردم با دست خالي.ديشب ماموران نظام حتي به مردم عادي در حال پياده روي در تهران و در  ميدان انقلاب و ولیعصر حمله كردندو شيشه ها را شكستند و بعد آنرا به مردم نسبت دادند. خوشبختانه فیلم به مثابه یک ابزارموثق مدرن در ثبت وقایع تاریخی كار آمدي خود را در نشان دادن سركوبگران و اغتشاشگران واقعي به اثبات رسانيده است .
جالب توجه اينكه مواضع و استدلالهاي استبداديان هر وقت با نيروي مردم مواجه مي شوند خمير مايه يكسان خود را آشكار مي سازند .ازهاري نيز در اول انقلاب براي ناديده گرفتن حضور مردم در خيابانها معتقد بود اين صداي خروشان اعتراض مردم ، تنها نوار كاست است . و مردم با شعار  » ازهاري بيچاره همش ميگه نواره -نوار كه پا نداره  » آن گفته را بي اعتبار كردند.
بر تمامي نيروهاي محركه جامعه منجمله دانشجويان ، فرهنگيان ، اساتيد دانشگاه ، كار گران ، زنان و… همانا همه هنرمندان مبتکر عقل جمعی ایران است كه با مشاركت هر چه بیشتر خود در این جنبش ملی در همگاني تر شدن آن و دفاع از آن برخيزند و جنبش را از تحمیل خشونت نظام به آن مصون بدارند.
آندره وایدا فیلمساز مشهور لهستان و سینمای جهان كه اثارش افشا كننده ظلم و جفا به حق مردم كشورش است بدرستي مي  گوید : « در نبود دموکراسی و آزادی بیان، هنرمندان به خودی خود صدا و وجدان آگاه ملت می شوند و مردم را به سمت آرمانگرایی می کشانند. این یک پدیده طبیعی است که آنها متمایل به  آرمانگرایی ملت می شوند. چرا که برای یک هنرمند بدون سرزمین آزاد تنها چیزی که برای انجام دادن وجود دارد اینست که نماینده یک ملت خوب و نجیب باشد. »

نظر بدهید